تبليغاتX
روزمرگی های مارال

قهریم...

دیشب برای اولین بار بعد از ازدواجمون قهر خوابیدیم. صبح هم من برای رفتنش بیدار نشدم و اون هم هیچ تلاشی برای بیدار کردنم نکرد...

دیشب دعوا کردیم و سر هم داد زدیم! مسئله باز هم همین شرایط کاری و شرکت من بود.

آخ که چقدر دلم از دستش گرفته. بحث دیشب احمقانه بود، خیلی احمقانه! چرا کیان نمی فهمه که داره چیکار می کنه؟! به من می گه "اگه من پول داشتم، تو سر من داد نمی زدی!" آخه بابا، اگه من مشکلم پول بود که وقتی اون سر کار نمی رفت، یه کلمه قر می زدم! من با تمام وجود، سعی کردم اون چند وقت هیچ فشاری تو خانه نباشه و تا قرون آخر درآمدم رو خرج می کردم. اما الان اونه که با پول مشکل داره. اونه که من رو بدون در آمد نمی تونه تحمل کنه!!! البته خودش می گه مشکل این نیست. اما رفتارش و حرفهاش فقط همین معنی رو می ده! بهش می گم از الان تا وقتی که دوباره حقوق بگیرم، دیگه هیچ پولی از اون نمی گیرم و هیچ خرج اضافه ای نمی کنم و اون فقط خرید های ضروری و مواد اولیه خانه رو بخره. من هم دیگه هیچ دخالتی تو خرید خانه نمی کنم (آخه همین چند وقت پیش به من گفت که خیلی ولخرجم!). اما اون فقط عصبانی تر شد و گفت که دارم تهدیدش می کنم!!! من نمی فهمم اگه من از اون پول نخوام، تهدیده؟! من که دارم بهش لطف می کنم. من که می گم درآمد نداشتنم رو خودم تنهایی تحمل می کنم و به اون فشاری نمیارم. و در مقابل فقط ازش می خوام بهم گیر نده و بذاره کارم رو بکنم!!! در برابر این حرف من، اون هم داد زد که "دیگه اجازه نمی دم از فردا بری سر کار و اصلا چرا دارم با تو دعوا می کنم؟، زنگ می زنم با اونهایی که تو رو گول زدند و بردند سر این کار دعوا می کنم! (مدیر شرکت و رئیس قبلیم که اصلا این شراکت رو برام ایجاد کرد!!!)" انقدر از این می ترسم که دیوونه بشه و اینکار رو بکنه که خدا می دونه! آبرو و حیثیتم می ره! فکر کنید... من تو شرکت و کارم برای خودم کسی هستم، اون وقت کیان زنگ بزنه و اونها رو فحشی کنه! در مورد من چی فکر می کنند؟ دیگه اصلا روم حساب نمی کنند! خودم هم روم نمی شه که دیگه باهاشون کار کنم! بهش می گم کارم هزارتا مزایا داره. توش احترام هست؛ آرامش هست؛ خودم آقای خودم هستم؛ هر وقت می خوام می رم مرخصی و هزار تا چیز دیگه. اما الان اول کاره و شرکت به مشکل خورده! همین! اما اصلا این رو نمی فهمه و تمام کار من رو می بره زیر سوال! هیچ امیدی به سود دهی این شرکت نداره! و این یعنی هیچ اعتقادی به من و کارهام نداره! اون می گه براش پول مهم نیست. می گم خوب چند ماه کمتر خرج می کنیم و تحمل می کنیم. ازم ضمانت می خواد که شرکت به سود می رسه که حقوق عقب افتاده ام رو بهم می دهند! اما من چه جوری می تونم ضمانت کنم؟! بهش می گم "وقتی تو به هزار دلیل که برای خودت محترم بود، تصمیم گرفتی از محل کار قبلیت بیای بیرون، من هیچ ضمانتی ازت خواستم که دوباره بری سر کار؟ و یا فقط بهت گفتم عزیزم چیزی که مهمه فقط اعصاب توست که توی این شرکت داره بهم می ریزه!" می گه که "من سعیم رو برای کار پیدا کردن می کردم!!!" اما وقتی می گم "خوب من هم تمام سعیم رو برای این شرکت به سود برسه می کنم!!!" می گه این فرق می کنه! آخه من چه جوری می تونم ضمانت بدم؟ با این اوضاع تخمی مملکت! با این تحریم ها! با این اتفاقات عجیب و غریب! اومدیم و اصلا جنگ شد! کی می آد توی یه کشور در حال جنگ سرمایه گذاری بکنه؟! همین اوضاع انتخابات! تقریبا دو ماه همه کارهای ما رو عقب انداخت. هیچ کس کار نمی کرد! حتی مرغداری ها که قاعدتا باید کارشون تحت تاثیر قرار نگیره، خریدشون نصف شد!!!

خودم هم خیلی داغونم. خیلی نگرانم. اگه واقعا شرکت به نتیجه نرسه، دوباره کجا کار پیدا کنم؟ تقریبا همه شرکتها، اول استخدام کارمند زیر ۳۰ سال می خوان! اما من الان ۳۱ سالمه. کار برام به این راحتی پیدا نمی شه. بعد هم رزومه ام چی می شه؟ دو سال تو شرکت کار کردم که ورشکست شد!!!! فکر کنید که به من کار می ده؟!

خدایا داغونم...

از اون طرف هم این قهر احمقانه. اصلا طاقتش رو ندارم. دلم نمی خواد با وجود همه مشکلات، با هم قهر کنیم. همین الان دلم براش تنگ شده و چشم به تلفنم که برام زنگ بزنه. صبح پا شدم عین احمقها، اولین کاری که کردم، رفتم سر یخچال، ببینم غذا و ترشی که برای ناهارش گذاشته بودم رو برده یا نه!!! که البته برده بود! آخه بگو چه چیز مهمیه؟ دختر احمق، مگه با خودش قهره که به خودش گشنگی بده؟! آخه من همین قدر احمقم. وقتی با یکی قهر می کنم، با خودم هم لج می کنم!!!

اعصاب دعوا و قهر دیگه ندارم... خدا کنه امشب آشتی کنیم و این قضیه لعنتی تمام بشه!

 

? +? نويسنده: مارال ? تاريخ: چهارشنبه 1 مهر1388 ? موضوع: ?

در باره من

اینجا دروغ نمی خوانید...


منوي اصلي

· صفحه نخست
· فهرست مطالب وبلاگ
· پروفايل
· پست الكترونيك
· آرشيو مطالب


آخرين نوشته ها

· خداحافظی
· قهریم...
· کار کار و کار
· مو مو
· این روزها
·
· توقعات من از رئیس جمهور کشورم
· گذشته ها 16
· یادداشت مخملباف
· گذشته ها 15



آرشيو موضوعي

· گذشته ها
· خانوادگی
· ازدواج


لينک دوستان

· عقاید یک دلقک
· دزیره
· نیکی (تکه های جاذبه)
· آرایه
· رضا
· پرنسس
· آرزو
· گاو مشتی حسن
· حاج باران
· شراگیم
· اقلیما
· شبگیر
· یکی بود، یکی رفته بود
· آن شرلی
· زیر تیغ
· قالب وبلاگ


امکانات





طراح قالب

Template By: Tempha.com