خوب مثل اینکه تب آهنگ بازی وبلاگ رو گرفته. من که دوبل دعوت شدم. هم فریدا دعوتم کرده و هم پرنسس. از اونجایی که خیلی دختر خوبی هستم دعوتشون رو قبول می کنم
من اصولا با هر آهنگی یه خاطره ای دارم! در واقع حس نوستالژیم خیلی قویه. در نتیجه انتخاب ۷ تا آهنگ برام سخته. اما سعیم رو می کنم تا حد ممکن خلاصه اش کنم.
اول بگم که خیلی کم موزیک خارجی گوش می دم و اگه دست خودم باشه فقط آهنگهای ایرانی گوش می کنم.
دو تا خواننده هستند که با همه آهنگهاشون حال می کنم و اصلا فرقی نداره که چی بخوانند! من همیشه طرفدارشون هستم! ابی (آرزومه که یه روزی برم کنسرتش!)، شهرام شبپره (من واقعا عاشقشم! حتی با خیلی از آهنگهاش گریه هم کردم!!!)
خواننده هایی رو هم که معمولا کارهاشون رو دوست دارم اینان: ستار، سیاوش قمیشی، بیژن مرتضوی، معین(بعضی کارهاش رو )، گوگوش، هایده، فرامرز عاصف، فرامرز اصلانی، داریوش...اصولا همه خواننده قدیمی ها رو دوست دارم دیگه!
اما حالا آهنگهای خاصی که من رو به دوران خوب و بد گذشته می بره:
۱- {سفرم به عمق چشمات هجرت غریب و عاشقانه بود}...سفر غریبی داشتم توی اون چشم سیاهت...سفری که برنگشتم، گم شدم توی نگاهت...یه دل ساده صادق کوله بار سفرم بود...چشم تو مثل یه سایه همه جا همسفرم بود...من همون لحظه اول آخر راهو می دیدم...طپش عشق رو تو رگهام عاشقانه می شنیدم... وای اگر همسفر...بعد از این در سفر...بی تو من تنها باشم...تو شدی خون تو رگهام، من دیگه خودم نبودم...برای نفس کشیدن دیگه محتاج تو بودم...وای اگر همسفر...بعد از این در سفر...بی تو من تنها باشم...(هاتف)...(آخی...چه روز خوبی بود)
۲- توی خاک گلخونه...یه روزی دست زمونه...ما رو کاشت با مهربونی... پیش هم مثل دو دونه...ما تو باغ ماوا گرفتیم...بارون اومد پا گرفتیم...دو تایی تو خاک باغچه ریشه کردیم جا گرفتیم...غافل از رنگ گلهامون...غم فردای دلهامون...توی خاک، زیر بارون توی باغ، روی زمین...گل اون شد گل سرخ، گل من زرد و غمین...گل اون گلهای شادی گل من گلهای درد..اون تو گلخانه گرمه من اسیر باد سرد..(نبی زاده)
۳- کی اشکهات رو پاک می کنه، شبها که غصه داری، دست رو موهات کی می کشه، وقتی منو نداری، شونه کی مرهم هق هقت می شه دوباره، از کی بهونه می گیری شبهای بی ستاره، برگ ریزونهای پاییز، کی چشم به راهت نشسته، از جلو پات جمع می کنه برگهای زرد و خسته، کی منتظر می مونه، حتی شبهای یلدا، تا خنده رو لبهات بیاد، شب برسه به فردا...کی از سرود بارون قصه برات می سازه، از عاشقی می خوانه، وقتی که راه درازه، کی از ستاره بارون چشمهاشو هم می ذاره، نکنه ستاره ای بیاد یاد تو رو نیاره... (ابی)
۴- افسوس می خورم وقتی می رفتی چرا صدات نکردم...پشیمونم برای آخرین بار چرا نگات نکردم...چرا بوسه تلخ آخری رو از لبات نکردم...حالا می دونم که هیچکس نمیشه بهتر از تو...عزیزم می دونم من عاشقترم از تو...چرا از تو و عشق تو بریدم نمی دونم...چرا اشکهای چشمهات رو ندیدم نمی دونم...چرا حتی تو رو تو خواب ندیدم نمی دونم...چرا از خواب غفلت نپریدم نمی دونم...چرا...نمی دونم...چرا...نمی دونم...ولی می دونم که هیچکس نمی شه بهتر از تو...می دونم عزیزم من عاشق ترم از تو (شهرام شبپره)
۵- تو بیا یه بار به قصه دلم گوش بکن، قصه هر چی که شنیدی فراموش بکن...تو بیا با من باش تا بهت بگم که کیم... میون این همه عاشق عاشقت من یکیم...کاشکی کاشکی کاشکی کاشکی کاشکی دوستم داشتی...عکسی که با من داشتی پیشت نگه می داشتی...کاشکی کاشکی کاشکی با من می کردی آشتی...اسمم رو اول اسم عاشقهات می ذاشتی...یادمه بچه بودیم که دیدمت...پیرهنت رو گرفتم و کشیدمت...زیر اون درخت کنار پنجره یواشی گول زدم و بوسیدمت...کاشکی کاشکی کاشکی کاشکی کاشکی دوستم می داشتی...کاشکی کاشکی لب لب لب رو لبام می ذاشتی...دونه دونه دونه دونه بهت می دم نشونه...تا بدونی هنوز هم یادمه اون زمونه...نشون به اون نشونه از رو دیوار خونه، اومدم خونت شبونه، خواندم برات ترانه شعرهای عاشقانه، نشون به اون نشونه...خانم انگاری یادتونه...نشون به اون نشونه موهات رو کردی شونه، گرفتی هی بهونه، گفتی بمن نذار کسی رازمونو بدونه...(شهرام شبپره)
۶-حالا که کارتو شده پر از نیرنگ و ریا...حالا که دل تو شده فرسنگها دور از خدا...به من نگو دوست دارم که باورم نمیشه...نگو فقط تو رو دارم که باورم نمی شه...تو با دل شکسته ام انقده جفا نکن...تو اگه دوستم نداری اینجوری بد تا نکن...(داریوش)
۷- عاقبت ظلم تو رو یه روز تلافی می کنم...اشکهامو پاک می کنم با دل تبانی می کنم...می آد اون روزی که تو قهر دلم رو ببینی...چشمهات رو باز بکنی حقیقت رو خوب ببینی...می آد اون روزی که من نامه هات رو پاره کنم...می آد اون روزی که من غم دلم رو چاره کنم...اگه اون روز برسه منم برات ناز میکنم...با غم و غصه و دردم تو رو دمساز میکنم...اگه دل تاب بیاره منم به اون روز می رسم...روی ابرها می شینم به آسمونها می رسم...(داریوش)
۸- میام و میام از راه دور...می شم و می شم سنگ صبور...می گم و می گم عاشقتم دیوونه اتم دریای نور... میری رو دلم پا می ذاری...باز منو تنها می ذاری...می بری همه خاطره رو عشق منو جا میذاری...ناز و ادا، چشم سیاه، خاطره هات رو قربون...قد و بالا، شور نگاه، خاک پات رو قربون...نگو که دیگه تنها می شم...نگو بخدا رسوا می شم...نگو که دلت سنگی شده، چون شب بی فردا می شم...نگو که همش خاطره شد، نگو که دیگه گم شد و مرد، نگو که دلم تنگه برات، چشم سیات قلبمو کشت...شبهای تاریک من و بگیر و پر نورش کن...شادی رو یاد من بده، قهر ور ازم دورش کن...من که برات می میرم، به عشق تو اسیرم، حیف بیام نباشی، بمون آروم بگیرم... (ستار)
۹- بوی موهات زیر بارون، بوی گندم زار نمناک، بوی سبزه زار خیس، بوی خیس تن خاک...جاده های مهربونی، رگهای آبی دستهات، غم بارون غروب، ته چشمهات تو صدات...قلب تو شهر گل یاس، دست تو بازار خوبی، اشک تو بارون روی مرمر دیوار خوبی...ای گل آلوده گل من، ای تن آلوده دل پاک، دل تو قبله این دل، تن تو ارزونی خاک...یاد بارون و تن تو، یاد بارون و تن خاک، بوی گل تو شوره زار، بوی خیس تن خاک...همیشه صدای بارون، صدای پای تو بوده، همدم تنهایی هام، قصه های تو بوده...وقتی که بارون می باره، تو رو یاد من میاره، یاد گلبرگهای خیست، روی خاک شوره زاره...ای گل آلوده گل من، ای تن آلوده دل پاک، دل تو قبله این دل، تن تو ارزونی خاک... (ستار)
۱۰- وقتی میای صدای پات از همه جاده ها می آد...انگار نه از یه شهر دور که از همه دنیا می آد...تا وقتی که در وا می شه، لحظه دیدن می رسه...هر چی که جاده است رو زمین، به سینه من می رسه...آه...ای که تویی همه کسم، بی تو می گیره نفسم...اگه تو رو داشته باشم به هر چی می خوام می رسم...وقتی تو نیستی قلبمو واسه کی تکرار بکنم...گلهای خواب آلوده رو واسه کی بیدار بکنم...دست کبوترای عشق واسه کی دونه بپاشه...مگه تن من می تونه بدون تو زنده باشه...ای که تویی همه کسم، بی تو می گیره نفسم...اگه تو رو داشته باشم به هر چی می خوام می رسم...عزیزترین سوغاتیه غبار پیراهن تو...عمر دوباره منه دیدن و بوییدن تو...نه من تو رو واسه خودم نه از سر هوس می خوام...عمر دوباره منی تو رو واسه نفس می خوام...ای که تویی همه کسم، بی تو می گیره نفسم...اگه تو رو داشته باشم به هر چی می خوام می رسم...ای که تویی همه کسم، بی تو می گیره نفسم...اگه تو رو داشته باشم به هر چی می خوام می رسم...(هایده)
۱۱- {گرید به حالم، کوه و در و دشت، از این جدایی...مینالد از غم، این دل دمادم، فردا کجایی...سفر به خیر مسافر من...گریه نکن...گریه نکن بخاطر من} باران می بارد امشب، دلم غم دارد امشب، آرام جان خسته، ره می سپارد امشب، در نگاهت مانده چشمم، شاید از فکر سفر برگردی امشب، از تو دارم یادگاری، سردی این بوسه را پیوسته بر لب، قطره قطره اشک چشمم، می چکد با نم نم باران به راهت، بسته ای بار سفر را، با تو ای عاشقترین بد کرده ام من...رنگ چشمت رنگ دریا، سینه من دشت غمها، یادم آید زیر باران، با تو بودم با تو تنها، زیر باران با تو بودم زیر باران با تو تنها...باران می بارد امشب، تو را کم دارم امشب، آرام جان خسته، ره می سپارد امشب، این کلام آخرینت برده میل زندگی را از سر من، گفته ای شاید بیایی از سفر اما نمی شه باور من، رفتنت را کرده باور، التماسم را ببین در این نگاهم، زیر باران گریه کردم، بلکه باران شوید از جانم گناهم... (امید)
۱۲- اگه به زور روزگار از زندگیت می رم کنار، می رم که ثابت بکنم عاشقتم دیوونه وار، تو گریه های زار و زار سپردمت به روزگار، این از خودم گذشتن رو پای خاطرخواهیم بذار، خیال نکن که خواستمه این اونه که می خواستمت، به قبله محمدی اینه که حرف راستمه...می خوای واست همین وسط داد بزنم، با تار زلفات دلمو دار بزنم، پیش همه خلق خدا زار بزنم، گریه کنون سر توی دیوار بزنم، بعد یه عمر آزگار یه عاشقی تو روزگار، از عشق تونست که بگذره بدون باختن تو قمار...(امید)
۱۳- داغه یک عشق قدیم رو اومدی تازه کردی، شهر خاموش دلم رو تو پر آوازه کردی، آتش این عشق کهنه دیگه خاکستری بود، اومدی وقتی تو سینه نفس آخری بود، به عشق تو زنده بودم، منو کشتی، دوباره زنده کردی، دوست داشتم، دوستم داشتی، منو کشتی، دوباره زنده کردی...تا تویی تنها بهانه واسه زنده بودنم، من به غیر از خوبی تو مگه حرفی می زنم، عشقت به من داد عمر دوباره، معجزه با تو فرقی نداره، تو خالق من بعد از خدایی، در خلوت من تنها صدایی...رفته بود هر چی که داشتیم دیگه از خاطر من، کهنه شد اسم قشنگت میون دفتر من، من فراموش کرده بودم همه روزهای خوب رو، اومدی آفتابی کردی تن سرد غروب رو... (گوگوش)
۱۴- به دادم برس ای اشک، دلم خیلی گرفته، نگو از دوری کی، نپرس از چی گرفته، منو دریغ یک خوب به ویرونی کشونده، عزیزمه تا وقتی نفس تو سینه مونده، تو این تنهایی تلخ، منو یه عالم یاد، نشسته رو به رویم کسی که رفته بر باد، کسی که عاشقانه به عشقش پشت پا زد، برای بودن من به خود رنگ فنا زد... چه دردیه خدایا نخواستن اما رفتن، برای اونکه سایه است همیشه رو سر من، کسی که وقت رفتن دوباره عاشقم کرد، منو آباد کرد و خودش ویرون شد از درد...به آتش تن زود و رفت تا من اینجا نسوزم، با رفتنش نرفته تو خونمه هنوزم، هنوز سالار خونه است، پناه من دستهاش، سرم رو شونه هاشه رو گونه امه نفسهاش...(گوگوش)
۱۴- سیمین بری، گل پیکری، آری، از ماه و گل زیباتری ، آری، همچون پری افسونگری آری، دیوانه رویت منم چه خواهی دگر از من، سرگشته کویت منم نداری خبر از من...هر شب که مه در آسمان گردد عیان دامن کشان، گویم به او راز نهان، که با من چه ها کردی، به جانم جفا کردی...هم جان و هم جانانه ای اما، در دلبری افسانه ای اما، اما ز من بیگانه ای اما، دیوانه ام خواهی چرا تو ای آفت دلها، آزرده ام خواهی چرا تو ای آفت جانها...(مطمئن نیستم اما فکر کنم کوروس سرهنگ زاده خوانده)
۱۵- امید جانم ز سفر باز آمد، شکر دهانم ز سفر باز آمد، عزیز عمر که بی خبر بناگهان رود سفر، چو ندارد دیگر دلبندی، به لبش ننشیند لبخندی...چو غنچه سپیده دم شکفته شد لبم ز هم، که شنیدم یارم باز آمد، ز سفر غمخوارم باز آمد...همچنان که عاقبت پس از همه شب بدمد سحر، ناگهان نگار من چنان مه نو آمد از سفر، من هم پس از آن دوری، بعد از غم مهجوری، یک شاخه گل بردم به برش...دیدم که نگار من سرخوش ز کنار من، بگذشت و ببر یار دگرش...وای از آن گلی که دست من بود، خموش و یک جهان سخن بود...گل که شهره شد به بی وفایی، ز دیدن چنین جدایی، ز غصه پاره پیراهن بود...(دلکش)
۱۶- {پس از این زاری مکن، هوس یاری نکن، تو ای ناکام دل دیوانه، با غم دیرینه ام به مزار سینه ام، بخواب آرام دل دیوانه}...با تو رفتم بی تو باز آمدم، از سر کوی او دل دیوانه، پنهان کردم در خاکستر غم، آن همه آرزو دل دیوانه... چه بگویم با من ای دل چه ها کردی، تو مرا با عشق او آشنا کردی،پس از این زاری مکن، هوس یاری نکن، تو ای ناکام دل دیوانه، با غم دیرینه ام به مزار سینه ام، بخواب آرام دل دیوانه... (ویگن)
۱۷- کوچه غمناکه، پرستوهای شاد، در غروبی پر ملال و بی صدا، خبر عریونی باغها رو داد، پاییز اومد اینور پرچین باغ، تا بچینه برگ و بار شاخه ها، کسی از گلها نمی گیره سراغ، بیا در سوگ که دلگیر گل سرخ، بخوانیم شعری از دیوان گریه، من و تو زاده فصل خزانیم، دو تن پرورده دامان گریه، شده ابری تو فضای سینه مون، قصه غمگساریهای ما، می دونم پایان نداره بعد از این، قصه بی برگ و باریهای ما...پاییزه پاییزه عریون، من و تو خسته و گریون...می نویسم، با دل تنگ، توی گلبرگ شقایق، فصل دلتنگی پاییز، فصل غمگینی عاشق... پاییزه پاییزه عریون، من و تو خسته و گریون... (شاهرخ)
۱۸- تن تو ظهر تابستون رو به یادم می آره، رنگ چشمهای تو بارون رو به یادم می آره، وقتی نیستی زندگی فرقی با زندون نداره، قهر تو تلخی زندون رو به یادم می آره، من نیازم تو رو هر روز دیدنه، از لبت دوست دارم شنیدنه...تو بزرگی مثل اون لحظه که بارون می زنه، تو همون خونی که هر لحظه تو رگهای منه، تو مثل خواب گل سرخی لطیفی مثل خواب، من همونم که اگه بی تو باشه جون می کنه...تو مثل وسوسه شکار یه شاپرکی، تو مثل شوق رها کردن یک بادبادکی، تو همیشه مثل یک قصه پر از حادثه ای، تو مثل شادی خواب کردن یک عروسکی...تو قشنگی مثل شکلهایی که ابرها می سازند، گلهای اطلسی از دیدن تو رنگ می بازن، اگه مردهای توی قصه بدونن که اینجایی، برای بردن تو با اسب بالدار می تازن... (فریدون فروغی)
توی این خواننده های جدید هم محسن یگانه، محسن چاووشی، بنیامین، کامران و هومن و هنگامه رو دوست دارم. توی این رپ خوانها هم از سروش هیچکس خوشم می آد. این سه تا آهنگ رو هم خیلی دوستم می آد:
۱۹- نمی خواستم مثل اشکهاش یه روز از چشمهاش بیفتم، ندونستم زیر پاهاش سنگیه و من افتم، آرزوم بود با وجودم مثل روحم آشنا شه، واسه فریاد غرورم بال پرواز صدام شه، چی شده اون همه احساس، اینو هرگز نمی دونم، دیگه بسمه شکستن، نمی خوام عاشق بمونم...گم شدم تو شب چسمهاش، بلکه عاشقم بدونه، واسه سز سپردگیهاش دیگه لایقم بدونه، اما امروز یه غریبه است که فقط به من می خنده، دل و دیوونه می دونه، در رو دیوونه می بنده، چی شده اون همه احساس، اینو هرگز نمی دونم، دیگه بسمه شکستن، نمی خوام عاشق بمونم...(این آهنگ رو موقع رانندگی خیلی دوست دارم گوش کنم. خیلی حال می ده باهاش گاز بدی...نمی دونم هم کی خوانده)
۲۰- توی آینه خودت رو ببین چه زود زود توی جوونی غصه اومد سراغت پیرت کنه، نذار که تو اوج جوونی غبار غم بشینه رو دلت یه هو پیر و زمین گیرت کنه، منتظرش نباش دیگه اون تنها نیست، تا آخر عمرت اگه تنها باشی اون نمی آد، خودش می گفت یه روزی می ذاره میره، خودش می گفت یه روز خاطره هات رو میبره از یاد، آخه دل من دل ساده من، تا کی می خوای خیره بمونی به عکس روی دیوار، آخه دل من دل دیوونه من، دیدی اونم تنهات گذاشت بعد یه عمر آزرگار، آخه دل من دل دیوونه من، تا کی می خوای خیره بمونی به عکس روی دیوار، دیدی اونم رفت، اونم تنهات گذاشت رفت، تو موندی و بی کسی و یه عمر خاطره پیش روت، دیگه نمی آد دیگه پیشت نمیاد، از اون چی موند برات به جز یه قاب عکس خالی روبروت...تا کی می خوای بشینی به پاش بسوزی، تا کی می خوای بشینی چشم به در بدوزی، در پی پیدا کردن کسی برو که فقط واسه خودت بخواد تو رو... (محسن یگانه)
۲۱- سرگرمی تو شده بازی با این دل غمگین و خسته ام، یادت نمیاد اون همه قول و قرارایی که با تو بستم، با این همه ظلم تو ببین باز چه جوری پای این همه قول و قرار من نشستم، نشکن دلمو، بخدا آهم می گیره دامنت رو عاقبت یه روزی، نگو بی خبری، نگو نمی دونی دلم پر از یه نفرین سینه سوز، نگو بی خبری، نگو نمی دونی وقتی که نیستی گریه شده کار این دل عاشق شب و روز...دیوونه نکن، دلمو آهم می گیره دامنت رو عاقبت یه روز، نگو بی خبری، نگو نمی دونی دلم پر از یه نفرین سینه سوز، نگو بی خبری، نگو نمی دونی وقتی که نیستی گریه شده کار این دل عاشق شب و روز...(محسن چاووشی و یگانه)
نتونستم کمترش کنم... اما مضربی از هفته دیگه!
راستی یه چیز دیگه ای که خیلی دوست دارم نوار قصه های چهل و هشت داستانه. این نوارها اوایل ا*ن*ق*ل*ا*ب تولید می شد که بعد بخاطر موزیکها و این چیزهاش قطع شد. منم که بچه بودم و چیزی حالیم نمی شد، روی نصفشون نوار ضبط کردم!!! الان در بدر دارم دنبال نوارهاش می گردم...کسی یادش می آد، یا سراغ داره از کجا می شه گیر آورد؟ ممنون می شم اگه بگین...
من از همه کسهایی که اینجا رو می خوانند و دوست دارند دعوت می کنم که تو این بازی شرکت کنند. آخه راستش اگه اسم کسی رو بگم و اون ننویسه من دلخور می شم، اگه اسم دوستی هم جا بذارم می ترسم اون دلخور بشه. پس اسم نمی برم...
پی نوشت ۱: مرسی بابت کامنتهای پست قبلیم. اصلا فکر نمی کردم که این خاطراتم برای دیگران هم انقدر جذاب باشه! سعی می کنم باز هم از اون موقع ها بنویسم...
پی نوشت ۲: من فروردین ۳۰ سالم می شه و کیان ۱ شنبه ۳۱ سالش (تولدت مبارک)! الان بعد از چند سال جدایی و ماجرا دوباره با همیم و حدود دو سال می شه که با هم زندگی می کنیم (هنوز ازدواج نکردیما!)... اینم بخاطر کسایی که پرسیده بودند...
پی نوشت ۳: اشکالی داره اینجا آدم تبلیغات بکنه؟؟؟ خوب چی کار کنم فروش نمی ره. می خوام از همه امکاناتم استفاده کنم! اصلا چهار دیواری اختیاری! اعتراضی هست؟؟؟(جرات دارین بفرمایید!)
..............خودروی سیناد۲، مدل سال ۸۳، ۷۰.۰۰۰ کیلومتر کارکرد، رنگ نقره ای متالیک، خیلی تمیز (بخدا مال یه خانم دکتر بوده، یعنی خودم، که می رفته تا سرکارش و بر می گشته!) سند دست اول، کارت بنزین فول (یکساله ماشین خوابیده) به مبلغ پایه ۶۵.۰۰۰.۰۰۰ بفروش می رسد.........
از متقاضیان عزیز در خواست می گردد در همین جا تمایل خود را ابراز نمایند!
نکته: تو رو خدا بخرید! فروشنده شدیدا بدهکار می باشد و به پول نیازمند! |