کلی خبر دارم...از کجا بگم؟؟؟
هفته گذشته یه موفقیت کاری عالی برام پیش اومد. اما از اونجایی که مدیر عاملمون هیچی از کار سر در نمیاره حتی یه تشکر خشک و خالی هم نکرد!!! خیلی کو...م سوخت. شب هم کلی سر کیان غر زدم (بالاخره درست نوشتم ) که اعصابم خورد شده از دست این و .... حالا این رو داشته باشید تا بقیه اش رو بگم!
۵ شنبه و جمعه قرار گذاشتیم خواهر کیان بیاد پیشمون تا حالش بهتر بشه. برای شب جمعه برنامه گذاشتیم که با دوستهای کیان بریم بیرون شام بخوریم و بعد هم بیایم خانه فیلم ببینیم و تا آخرِ شب خوش باشیم. بقیه هم برن خانه هاشون و خواهر کیان پیشمون بمونه. رفتیم دنبالش و بعد دم در خانه یکی از بچه ها با بقیه قرار گذاشتیم. اما وقتی رسیدیم اونجا دیدم یه برنامه داره اجرا می شه! یعنی چشمهای من رو بستن و گفتن باید سور پریز بشم!!! اصلا نمی دونستم قضیه چیه. آخه هیچ مناسبتی نبود...اما بعد که چشمهام رو باز کردن دیدم از یه جایی که من خیلی غذاش رو دوست دارم ( چیزبرگر ترنج توی آریا شهر!!!) ساندویچ گرفته اند و یه عالمِ کادو و لواشکِ ترشِ انار که باز هم خیلی دوست دارم!!!برام گرفتند و کیان بهم تبریک گفت برای موفقیت کاریم!!!! خلاصه که کلی تحویلم گرفت...مدتها بود دلم کیف و کفشِ قرمزِ جیغ می خواست و کیان همش رو برام خرید...
۵ شنبه شب و جمعه هم با خواهر کیان بودیم. جمعه صبح رو کیان جایی کار داشت و ما رو تنها گذاشت. ما هم کلی با هم حرف زدیم. یادتون میاد قبلا سر اون مهمونی که گرفته بودم از دستش دلخور شده بودم؟ که کمک نکرد؟ حالا فهمیدم که شب قبل از اون مهمونی با دوست پسرش بهم زده بود! اونم با دعوا و دیدنِ پسرِ با یکی دیگه!!! خلاصه که حالش خیلی بد بود و به همین دلیل هیچی از اون شب نفهمید... خوشحالم که اون شب خودم رو نگه داشتم و از ناراحتیم هیچی به کیان نگفتم! اما جمعه که با هم بودیم کلی کمکم کرد و دائم توی آشپزخانه کنار دستم بود!
در کل آخر هفته خوب بود... می گم پاییز خوبه
می خواستیم این هفته بریم شیراز...اما نشد آخه برایِ مادرم یه کاری پیش اومد که باید بمونم و کمکش کنم. یعنی می شه امسال هم به مناسبت عید سعید فطر چند روز رو تعطیل کنند؟؟؟اونوقت حتما می رم شیراز!!!
و حالا مهمترین خبر: من کارم رو دارم عوض می کنم! یه پیشنهادِ خوبِ کاری بهم شده که بتونم از این جا و از دستِ این مدیر عامل خنگولمون نجات پیدا کنم !!!
یه چیزِ جالب بگم؟ من ۵ سالِ فارغ التحصیل شدم و دارم کار می کنم، این جای جدید که برم می شه پنجمین کارم!!!یعنی به طور متوسط سالی یه کار!!! البته این اولین باریه که فیلد کاریم رو کامل عوض نمی کنم و می شه گفت توی همون کار پیشرفت می کنم
دیگه اخبارم تموم شد!
پی نوشت: خوب جواب کامنتهاتون رو هم دادم
|