دوست گلم آن شرلی من رو به این بازی وبلاگی دعوت کرده:
توقعاتی که از رئیس جمهور یه کشور دارم، با چیزی که توی واقعیت برای ایران، امکان پذیره خیلی خیلی فرق داره! من توی این کشور و با نظام فعلی نمی تونم توقع داشته باشم که رئیس جمهوری داشته باشم که توی یک سال ایران رو تبدیل به فرانسه و یا سوئیس بکنه!!! اما می تونم واقع بینانه و با امکانات موجود، انتظاراتی از رئیس جمهور مملکتم، در جهت بهبود اوضاع داشته باشم. پس توقعاتم رو تحت این شرایط می نویسم:
انتظار دارم، رئیس جمهور مملکتم، دلسوز و نگران کشور من و خودش باشه. از جنگ و هرج و مرج جلوگیری کنه و برای ایران و ایرانی، آبرو بخره! من هم مثل خیلی از شماها فیلمی که در مورد ما ایرانی ها و ادعاهامون ساخته شده دیدم. من هم عیبهای زیادی که ما ایرانی ها داریم، قبول دارم! ما ایرانی ها، مثل هر موجود دیگه ای، پر از عیبیم؛ اما حسن هم داریم!!! نمی خوام مردم کشورهای دیگه و جهان، ما رو فقط با اون عیبها ببینند و بشناسند! دلم می خواد رئیس جمهور کشورم، حسنهای ایران رو هم به بقیه جهان نشون بده و روابط خوبی رو با جهان ایجاد کنه. کاری نکنه که همه کشورهای دور و نزدیک، ایران رو دشمن خودشون بدونند. نذاره به هیچ قیمتی، کشور ما توی لیست سیاه و تحریم کشورهای دیگه قرار بگیره!
انتظار دارم، توی کشور خودم، امنیت داشته باشم. از رد شدن توی خیابان، بدون هیچ جرم مشخصی، نترسم! از دیدن نیروی انتظامی، که باید حافظ جانم باشه، تمام بدنم نلرزه! انتظار دارم، هر کس و نا کسی به خودش اجازه توهین به شخصیت من رو نده. عقل و شعورم رو زیر سوال نبره!
انتظار دارم، تحمل شنیدن انتقاد رو داشته باشه و واقعا و از صمیم قلب باور داشته باشه که انتقاد، سازنده است! هر کسی رو که نقاط ضعفش رو گوش زد کرد، در نطفه خفه نکنه! آزادی بیان رو حداقل در حدی که توی قانون اساسی خودمون نوشته شده و خلاف موازین اسلامی کشورمون نباشه، ایجاد کنه! به هنرمندان کشورمون، کارگردانها، نوسندگان، حتی خبرنگاران، اجازه فعالیت بده و هر چیزی رو بی خود و بی جهت سانسور نکنه!
انتظار دارم، برای بهبود وضع اقتصادی کشورم، نهایت تلاشش رو بکنه! چشمش رو روی واقعیت تورم و گرانی و فقر نبنده!
انتظار دارم، مشورت پذیر باشه و در انتخاب مشاورین متخصص، نهایت دقت رو بکنه! در مسائلی که سر رشته نداره، به نظرات این مشاورین احترام بذاره!
انتظار دارم، کاری بکنه که هیچکس توی کشور خودش، این حس رو نداشته باشه که شهروند درجه دو است!!! جلوی تبعیض ها رو بگیره و با همه ایرانی ها یکسان و با یه قانون رفتار کنه!
در نهایت انتظار دارم، دروغ گو و متوهم نباشه و به حرفهایی که می زنه و شعارهایی که می ده احترام بذاره و عمل بکنه! در واقع از روی معده حرف نزنه تا بعد مجبور بشه، انکارش بکنه!!!!
در آخر هم می خوام نظر خودم در مورد انتخابات ریاست جمهوری امسال بگم... من امسال رای می دم! حتی با اینکه هنوز هم ته ته ته ته دلم، معتقدم این رای مردم نیست که تعیین کننده است؛ رای می دم تا حداقل شانسم رو امتحان کنم!
در مورد موضعهای موجود هم نظرم رو می گم. البته قصد توهین به هیچ کس رو ندارم.
اونهایی که رای نمی دن: درکشون نمی کنم! بخصوص اونهایی رو که می گن تحریم می کنند انتخابات رو! این حرف یعنی چی؟ یعنی اثر داشتن در تعیین سرنوشت خودتون و زندگی تون و کشورتون رو تحریم می کنید؟ فکر می کنید با کم شدن آرا، اتفاقی برای نظام جمهو*ری اس*لا*می می افته؟ اونها که در هر حال نتیجه رو دو برابر اعلام می کنند!!! می گید هیچ کدوم از کاندیدا ها مورد تاییدتون نیست؟ و انتخابات آزاد نیست؟ خوب که چی؟! بالاخره بین همین هایی که کاندیدن که تفاوتهایی وجود داره!
اونهایی که به ا.ن رای می دن: اصلا حرفی باهاتون ندارم. چون اصلا نمی تونم بفهمم برای چی! اوایل فکر می کردم، فقط آدمهایی بهش رای می دن که تو اطرافیانش باشند و سود ببرند. اما بعد که دیدم و شنیدم خیلی های دیگه که هیچ سودی نمی برند هم می خوان بهش رای بدن، کم آوردم! البته یکی دو مورد شنیدم. یکی می گفت برای این رای می دن که افشا گری می کنه! ببخشید ها، اما چرا فقط دم انتخابات یادش می افته اینکار رو بکنه؟ چرا تو این ۴ سال اینکار رو نکرد؟! یه مورد دیگه هم شنیدم که دیگه خیلی خیلی مسخره بود. می گن خودش بمونه، کار یه سره بشه!!! یعنی چی؟ واقعا دلتون می خواد آمریکا به ایران حمله کنه؟؟؟؟ آخه کی دلش می خواد توی مملکتش جنگ بشه؟ کی دلش می خواد کشورش افغانستان و عراق بشه؟؟؟؟! تازه اگه بشه!
اونهایی که به رضایی رای می دن: تا حالا با کسی برخورد نداشتم. خودم به شخصه از نظامی جماعت دل خوشی ندارم!
اونهایی که به کروبی رای می دن: نمی دونم اما من دوره انتخابات قبلی، خیلی مسخره اش کردم! اون قول ۵۰ هزار تومان پول و اون گریه زاریش بعد از نتایج، به نظرم خیلی مسخره بود! بعد هم با آخو* ند جماعت هم مشکل دارم!
اونهایی که به موسوی رای می دن: خودم تو این دسته ام. بزرگترین چیزی که علیه اش می گن اعدامهای سال ۶۷ که زمان نخست وزیریش انجام شده، است. خودم هم از این مورد دل خوشی ندارم. اما فکر می کنم اون دوره، خاص بوده. انقلاب بوده و همه مردم انقلابی! خیلی ها توی اون دوران شور داشتند و البته که ام*ام رو باور داشتند و روی حرفش حرف نمی زدند! امیدوارم و با این امید به موسوی رای می دم، که همون طور که ادعا می کنه عوض شده باشه! البته که به نظر من دور بودنش از صحنه های سیاسی و قدرت، توی این ۲۰ سال یه جورایی این رو ثابت می کنه که بخاطر به قدرت رسیدن دروغ نمی گه!
در آخر آخر هم من هم از چند تا از دوستهام دعوت می کنم اگه دوست دارند تو این بازی شرکت کنند:
آرایه، دلفین (اگه صلاح می دونی)، گنجشک و گربه (هر کدوم دوست داشتین یا هر دوتون)،رضا